تبليغاتX
به وبلاگ پرسشگران خوش آمديد. - تصمیم مهم

به وبلاگ پرسشگران خوش آمديد.

تصمیم مهم

 در یکی از روستاهای ایتالیا پسر بچه ی شروری زندگی می کرد که دیگران را با سخنان زشتش ناراحت می کرد ! روزی پدرش جعبه ای پر از میخ به او داد و به او گفت :هر بار که کسی را با حرفهایت ناراحت کردی یکی از میخ ها را به دیوار طویله بکوب روز اول پسرک بیست میخ به دیوار کوبید پدر از او خواست تا سعی کند تعداد دفعاتی که دیگران را می آزرد کم کند پسرک تلاش را کرد و تعداد میخ های کوبیده شده به دیوار کمتر و کمتر شد

 یک روز پدرش به او پیشنهاد کرد تا هر بار که توانست از کسی بابت حرفهایش معذرت خواهی کند یکی از میخ ها را از دیوار بیرون بیاورد . روزها گذشت تا اینکه یک روز پسرک پیش پدرش آمد و با شادی گفت: بابا امروز تمام میخ ها را از دیوار بیرون آوردم .

پدر دست پسرش را گرفت و با هم به طویله رفتند .پدر نگاهی به دیوار انداخت و گفت: آفرین پسرم کار خوبی انجام دادی اما به سوراخ های دیوار نگاه کن .

دیوار مثل گذشته صاف و تمیز نیست وقتی تو عصبانی می شدی و با حرفهایت دیگران را می رنجاندی ، آن حرف ها چنین آثاری بر انسان ها می گذارد تو می توانی با حرفهایت مانند میخی که به دیوار می زنی رنجش بردل انسان فرو کنی و سپس آن را بیرون آوری  اما هزاران بار عذر خواهی هم نمی تواند زخم ایجاد شده را خوب کند .

برگرفته از کتاب نشان لیاقت عشق ترجمه بهنام بهنام زاده

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 11:43  توسط پرسشگر